تحقیق نظریه ادبیات (ادبیات)

يکشنبه 15 بهمن 1396
18:35
جمشید راد
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات10
حجم فایل8 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

نظریه ادبیات

مقدمه

رنه ولک نویسندة این کتابدر1903 در وین به دنیا آمد . در 1918 به پراگ مهاجرت کرد و در 1926 از دانشگاه پراگ دکترا گرفت و در 1939 به آمریکا رفت . رنه ولک را از برجسته ترین جامعترین و پرکارترین نظریه پردازان و مورخان تاریخ و نقد ادبی قرن بیستم می دانند. از آثار ولک، گذشته از نظریة ادبیات ، اثر عظیم تاریخ نقد جدید (1750-1950) در هفت جلد است.

 

آوستن وارن نویسندة دیگر این کتاب در 1899 در ماساچوست آمریکا متولد شد. در 1926 از دانشگاه پرینستن دکترا گرفت و در دانشگاه های متعدد از جمله بوستون، آیدوا، و میشیگان به تدریس ادبیات انگلیسی پرداخت . وارن مقاله ها و کتاب های فراواندر نقد ادبی نوشته است، از جمله: الکساندر پوپ : منتقد و انسان گرا (1929)، هندی جیمز در دوران پیرت (1947)، و قدیسان نیواینگلند (1956).

 

 

ماهیت ادبیات:

نخستین مسئله ای که مطرح است ماهیت ادبیات است . یکی از راههای تعریف ادبیات اطلاق این واژه برتمام آثار چای است. بنابراین تعریف می توانیم «هر چیز» را مورد تحقیق قرار دهیم راه دیگر تعریف ادبیات این است که آنرا به «کتابهای بزرگ» منحصر کنیم. کتاب هایی که صرف نظر از موضوعشان به سبب «بیان یا شکل ادبی» در خور توجه اند. در این جامعیار داوری یا ارزش زیبای شناختی به تنهایی است ، یا ارزش زیبای شناختی توام با امتیاز کلی عقلانی است در میان اشعار غنایی، نمایش و قصه آثار بزرگ بر مبنیا زیبایی شناختی برگزیده می شوند. سایر آثار به سبب شهرت یا ارزش عقلانی همراه با ارزش زیبایی شناختی به معنای محدود انتخاب می گردند: خصلت های برگزیدة این آثار سبک، ساختمان و قدرت کلی ارائه مطلب است. این یک طریقة معمول برای متمایز کردن ادبیات و سخن گفتن از آن است. وقتی می گوییم «این یک اثر ادبی نیست» در موردارزش ادبی آن این گونه قضاوتی کرده ایم و هم ازاین گونه است قضاوت ما هنگامی که کتابی بر باب تاریخ، فلسفه، یا علم را اثری ادبی می نامیم. زبان مادة ادبیات است چنان که سنگ یا برنز مادة مجسمه سازی، رنگ مادة نقاشیو صوت مادة موسیقی. اما باید دانست که زبان مثل سنگ ماده ای خنثی نیست، لکه خود آفریدة بشر است و بنابراین سرشار از مادة فرهنگی گروهی است که به آن زبان صحبت می کنند. ادبیات اندیشه را هم شامل می شود، و زبان عاطفی هم به هیچ روی منحصر به ادبیات نیست. کافی است گفت و گوی عاشقانه و جدال های معمولی را به خاطر آوریم . اما زبان علمی ایده آل منحصراً دلالتی است، و هدفش ایجاد تناظر یک به یک بین نشانه و مصداق آن است. این نشانه کاملاً اختیاری است و بنابراین می توان نشانه های دیگری را جانشین آن کرد. این نشانه همچنین حاکی ماوراست، یعنی توجه را به خود معطوف نمی دارد و بدون هیچ ابهامی اشاره به مرجع خودمی کند. اما ماهیت ادبیات در جنبه های اشاری آن بهتر نمایان می شود. واضح است که مرکز هنر ادبیات در جنبه های اشاری آن بهتر نمایان می شود. واضح است که مرکز هنر ادبی را باید در انواع سنتی آن، یعنی آثار غنایی و حماسی و نمایشی، جست و جو کرد. در همة این انواع، اشاره به دنیای افسانه ای و تخیلی است. گذاره های داستان یا شعر یا نمایش یا نمایش به معنای تحت اللفظی آن صادق نیستند، آنها گزاره های منطقی نیستند . میان
گذاره های از یک داستان تاریخی یا داستان تاریخی یا داستانی نوشتة بالزاک، که به ظاهر اطلاعاتی دربارة رویدادهای تاریخی می دهند، و اطلاعاتی که در یک کتاب تاریخ یا جامعه شناسی آمده است ، تفاوتی اساسی و مهم وجود دارد. ادبیات «تخیلی» نیازمند کاربرد تصاویر خیال نیست. زبان شعر

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

نثر فارسی و آغاز ادبیات تاریخی دینی 19 ص (ادبیات)

يکشنبه 15 بهمن 1396
18:35
جمشید راد
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات19
حجم فایل42 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

نثر فارسی و آغاز ادبیات تاریخی دینی

1)شاهنامه ابو منصوری

چنان كه پیش از این دیدیم، نثر فارسی در آغاز عصر فردوسی تولد یافت، زیرا نخستین كتاب فارسی كه به عنوان اثری مستقل عرضه شد، همان شاهنامه‌ی منثور بود كه به دلیل آن كه به دستور و سرمایه ی ابو منثور محمد بن عبدالرزاق توسی فراهم شد، به شاهنامه ی ابو منصوری شهرت یافته و چنان كه گفتیم، در واقع، تاریخ گذشته ی ایران به شمار می آمد است. اصل این كتاب متأسفانه از میان رفته و تنها مقدمه ای آن كه حدود پانزده صفحه می‌شود، از طریق بعضی از نسخه های خطی قدیمی شاهنامه به دست ما رسیده است.

علاوه بر این شاهنامه، شاهنامه‌ی منثور دیگری به نام شاهنامه ابو المؤید بلخی وجود داشته كه گویا قبل از شاهنامه ابو منصوری تألیف یافته است اما چون به كلی از میان رفته درباره آن نمی توان اظهار نظر كرد.

 

2)ترجمه ی تفسیر طبری

دومین كتاب مهمی كه به نثر فارسی در زمان سامانیان فراهم آمده است و خوشبختانه تمام آن تا امروز هم بر جای مانده، ترجمه ای از یك تفسیر قرآن است كه اصل عربی آن در سال‌های آخر قرن سوم به دست محمد بن حریر طبری، دانشمند ایرانی، تألیف یافته است.

منصور بن نوح سامانی اندكی پس از پدید آمدن شاهنامه ابو منصوری، به نسخه ای عربی از این تفسیر گران قدر دست پیدا كرد، اما چون فهم آن برایش دشوار بود، خواست كه ان را به فارسی ترجمه كنند. پس، عده ای از علمای دینی ماوراء النهر را فرا خواندند و از آن ها نظر خواستند كه آیا می توان قرآن را به زبانی دیگر ترجمه كرد(توضیح آن كه تا آن زمان قرآن كریم به هیچ زبانی ترجمه نشده بود.) این علما پس از مشورت های لازم، فتوا دادند كه این كار اشكالی ندارد. آن گاه همان فلمای ماورا/ئالنهر مأموریت یافتند كه این كتاب را به فارسی ترجمه كنند. آن چه امروز به نام ترجمه ی تفسیر طبری در اختیار ماست، ترجمه و خلاصه ای از همان تفسیر محمد بن جریر طبری است كه در سال های میانه ی سده چهارم هجری به پارسی ساده و استواری در آمده است.

نثر این كتاب، ساده و شمار لغات تازی در آن بسیار كم است. روی هم رفته، از   ترجمه ی تفسیر طبری به عنوان نقطه ی آغازی برای نثر دینی فارسی می توان یاد كرد كه در دوره‌های بعد گسترش یافته است.

 

3)تاریخ بلعمی

از سال 352 ه.ق ابو علی بلعمی، وزیر دانشمند منصور بن نوح سامانی، به امر وی مأموریت یافت كه تاریخ مفصلی را كه محمد بن جریر طبری به عربی نوشته بود، به فارسی برگرداند. بلعمی پس از شروع به ترجمه ی این كتاب، اطلاعات دیگری راجع به تاریخ ایران به دست آورد و بر آن افزود و با حذف مطالبی از اصل تاریخ طبری، در واقع آن را به صورت تألیفی مستقل در آورد كه به تاریخ بلعمی شهرت یافته است. این كتاب هم امروز در دست است و از متون تاریخی مهم عصر سامانی به شمار می رود.

4)الابنیه عن حقایق الادویه

...

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

تحقیق میان افزود ها، بدل یا معترضه (ادبیات)

يکشنبه 15 بهمن 1396
18:35
جمشید راد
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات54
حجم فایل41 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

میان افزود ها: بدل یا معترضه؟

1. مقدمه

این مقاله از پنج بخش تشكیل شده است . پس از مقدمه ، در بخش دوم ، دو اصطلاح میان افزایی و میان افزود معرفی می شوند ؛ میان افزایی پدیده ای است كه در آن میان افزود ها (بدلها و معترضه ها ) با ایجاد وقفه ای كوتاه ، در جمله جا خوش كرده و سخنگو برای لحظه ای در دنیای دیگر سیر می كند . در این بخش ، این سؤال مطرح می شود كه آیا به گفتة برخی دستور نویسان صفت می تواند بدل باشد یا خیر . در بخش سوم ، معناشناسی انتساب و شالوده های آن معرفی خواهند شد یعنی : قاعدة خلق
 دنیا ، قائدة استمرار دنیا ، قائدة تخصیص دنیای اشاره ای و قائدة تفسیر اشاره ای . در بخش چهارم ، شیوه های تلویجی خلق دنیای زبانی و تغیر زاویه دید معرفی می شوند ، یعنی ، زمان گردانی ، سبك گردانی ، میان افزایی ، آیرونی و تعامل های كاربرد شناختی . در بخش پنجم ، خواهیم دید می توان معیاری از درون مباحث مربوط به معنا شناسی انتساب به دست آورد تا بر اساس آن بتوان دو نوع ساخت میان افزایی ، یعنی بدل و معترضه ، را از هم تمیز داد ؛ اعمال این معیار مارا سرانجام به این نتیجه خواهند رساند كه صفتی که برخی دستور نویسان نام بدل بر آن می نهند ، در واقع لفظی است معترضه .

 

2. میان افزودها

میان افزودها نامی است كه ما به مجموعه ساخت های بدلی و ممعترضه داده ایم . به نظر می رسد در تعاریفی كه دستور نویسان از این دو گروه ساخت دستوری ارائه می كنند ، نیز نوعی اشتراك به چشم می خورد و آن مفهوم وقفة ای است كه در طرح جملة اصلی پیش می آید . فرشید ورد (1375: 229) عبارت درنگی خاصی را به كار می برد . در هنگام كاربرد ساخت های بدلی ، به این دلیل وقفه پیش می آید تا توضیحات بیشتری در بارة هسته ارائه شود ، هر چند برخی دستور نویسان از عبارت دیگری همچون توصیف اسم دیگری ، نام دیگر شخص ، شغل یا موقعیت اجتماعی وی بهره گرفته اند (باغینی پور 1376: 17) . اما جمله معترضه ، جمله ای است كه در ضمن جمله اصلی می آید و مفهومی چون دعا و نفرین و تذكر و توضیح و جز آنها را می رساند ، اما در مفهوم جمله اصلی نقش ندارد ؛ از این رو حذف آن ، خللی در معنی و پیام جملة اصلی پدید نمی آورد ، مانند دو جمله روانش شاد باد  و بر خلاف آن چه معروف شده  در دو مثال زیر :

استادم ، روانش شاد باد ، در فلسفه و عرفان كم نظیر بود .

مزد كیان ، بر خلاف آنچه معروف شده ، زندگی زاهدانه ای داشتند . (احمدی گیوی و انوری 1374: 206)

اما احمد گیوی و انوری در دستور زبان فارسی (2) خود دو مثال دیگر هم آورده اند :

بابك ، خدا حفظش كند ، بچة مؤدبی است .

مطابق روایت مسیحیان -- و این روایت با قرآن كریم تطبیق نمی كند -- عیسی (ع) به دست مخالفان كشته شد .

ریچارد ای اسپیرز(1373: 56- 155) بین لفظ معترضه و بند معترضه فرق می گذارد و بند معترضه را نوعی مشخص از لفظ معترضه به شمار می آورد . از نظروی  لفظ معترضه ساختاری است كه اطلاعات اضافی یا تكمیلی ارائه می كند و این نوع لفظ را می توان بدون لطمه خوردن به دستوری بودن یا معنای بنیادی سایربخشهای جمله حذف كرد :

 

Granted, I was late.

I hope to be early- very early – next time.

Keeping track of our investment, as we must do from time to time, is much easier with a computer.

We all arrived on time, of course.

 

و بند معترضه بندی غیر اساسی است كه اطلاعات اضافی یا تكمیلی ارائه می دهد :

 

Jim , the man you just met, is my brother .

Our cat, the one we just bought, is getting to be annoying.

My Uncle George ,who became a farmer ,just adores our cat.

We gave another one to Mellissa, the one who had the curly hair, because she looked so much like Shirley Temple.

 

مك آرتور(1992) نیز در  توضیح parenthesis  در فرهنگ زبان انگلیسی خود آورده است :كلمه، عبارت ، بند یا جمله ای توصیفی ،توضیحی یا بدلی كه ساختار را به گونه ای با وقفه مواجه می سازد كه برآن تأثیری ندارد . در مورد این كه آیا صفت می تواند در نقش بدل ظاهر شود یا خیر نیز توافق چندانی بین دستور نویسان دیده نمی شود. تنها صادقی (1357) ، مشكوه الدینی (1373) و ارژنگ(1374) بر این باورند كه صفت را می توان در نقش بدلی به كار برد . انوری و احمدی گیوی (1374: 128) در توضیح نقش بدلی ، تبصره ای آورده اند بدین شرح كه صفت نیز می تواند نقش بدلی داشته باشد ، همان گونه كه در مثال های بالا برخی از بدلها در اصل ، صفت بوده اند  . از آنجا كه ایشان نقش بدلی را در بخش اسم آورده اند می توان به این نتیجه رسید كه این كلمات كه در اصل صفت بوده اند ، اكنون اسم اند و بدل . مثالهای ایشان عبارتند از :

گاندی ، منجی و پیشوای محبوب هند ، از چهره های درخشان قرن بیستم است .

از شیراز ، شهر ادب پرور فارس ، مردان نامدار و بزرگی برخاسته اند.

دهخدا، علامه و محقق نامی ، به زبان و ادب فارسی خدمتی بزرگ كرده است .

به نظر می رسد توضیح ایشان گرهی از كار فروبستة این سؤال نمی گشاید كه آیا صفت در نقش بدل بكار می رود یا خیر . كافی است مثال های ایشان را با مثال های صادقی (1375)، مشكوه الدینی (1373) و ارژنگ(1374) مقایسه كنیم ؛ ما در این جا تنها مثال ارژنگ (ص 81) را می آوریم :

 دختر كوچكم بیچاره امروز بیمار شد .

نگارنده بر این باور است كه مباحث مطرح شده در این مقاله می تواند گره از كار بدل واقع شدن یا بدل واقع نشدن صفت بگشاید . در واقع شاید بتوان گفت كه این مقاله بر آن است كه دلیل استفاده از میان افزودها (بدلها و معترضه ها ) را در زبان های بشری توضیح دهد و این خود نتایج مثبت دیگری نیز به بار خواهد آورد.

 

3.     معنا شناسی انتساب

پالاكاز (1993: 77 - 239) در مقاله ای تحت عنوان معنا شناسی انتساب :دنیاهای زبانی و زاویه دید  به طرح مسائلی پرداخته است كه بررسی آنها می تواند دلیل استفاده از ساخت های بدلی و معترضه را در زبان های بشری شرح دهد . بخش سوم مقاله حاضر عمدتا بر اساس مقاله پالاكاز است . وی در چكیده ای كه قبل از مقالةخود ارائه كرده است ضرورت پرداختن به این مسئله را شرح داده است ؛ وی بر این باور است كه آن تئوری معنایی ای موفق است كه در آن زاویة دید شناختی شرح داده شده باشد . در این شرح ، تمام معانی بیان شده در متن را باید به منابع شخصی یا منابع شخصی ادعایی منسوب كرد . این بدان معنی است كه تئوری معنی شناسی باید كل متن را به دنیای زبانی اختصاص دهد.... با چنین دنیای زبانی این امكان فراهم می آید تا به توصیف تغییراتی در زاویه دید بپردازیم كه با نقل قول غیر مستقیم اول شخص در زبان بیانی همراه اند ؛ زمان گردانی و سبك گردانی را نیز را می توان با توصیف تغییرات در زاویه دید و دنیای زبانی توصیف كرد .

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

تحقیق مـولـوی وسـایـه هـُمـا ، درغـزلـیـاتـش (ادبیات)

يکشنبه 15 بهمن 1396
18:34
جمشید راد
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات150
حجم فایل75 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

« مـولـوی وسـایـه هـُمـا ، درغـزلـیـاتـش »

« جُستاریکم »

 

مرا سـایه هُـما ، چـندان نـوازد

که گوئی ، سایه او و، من، هـُمـایم

مولوی

 

چرا ،[SP]ُهما ، سایه[SP]ِمولوی  میشود ؟

چرا،سیمرغ،سایه هرانسانیست؟

ایستادن سیمرغ برتارک سررُسـتم

یا انـداختن سـایه برسررسـتم

برای پیروزشدن براهورامزدا

 

برای درک مفهوم « سایه » درغزلیات مولوی

باید داستان جنگ اسفندیارورستم درشاهنامه رابررسی کرد

این جنگ، جنگ« ا هورامزدا» با « سیمرغ » است

این اهورامزداست که ، « جهاد دینی » را به ایران میآورد

وسیمرغ ، که فرهنگ اصیل ایرانست، برضد ، جهاد دینی است. بهره ای ازاندیشه فرهنگ سیمرغی ، درمنشور کوروش کبیر، بازتابیده شده است

پس ازشکست رستم ازاسفندیار

سیمرغ ، بیاری رستم میشتابد

و پرخودرا ، برفرق سر رستم میمالد

وسپس « برفرق سر رستم، می ایستد »

این همان پدیده ایست که سپس بنام « سایه انداختن هما » مشهور شده است.  ازاین رو باید این بخش داستان را درشاهنامه ، دقیقا بررسی کرد

« سایه افکندن » ، به معنای آنست که

«  سیمرغ ،  جُفت رستم میشود»

واین سیمرغست که درشاهنامه

بفرمـود، تا رفـت رُسـتـم، به پیش

بمالید برتارکش ، پرّ خویش

تارک سر، بهمن است

 

 

 

 

پیشگفتار

 

درک آنچه را مولوی « سـایـه » میخواند،  نه تنها برای شناخت اندیشه های او، بلکه برای شناخت دبیات ایران، وجنبش عرفان درایران ، ضروریست ، چون « سایه» ، یکی از « مفاهیم کلیدی» غزلیات او، وفرهنگ سیاسی ایران است . با درک داستان جنگ رستم و اسفندیار، و بیاری رستم شتافتن سیمرغ، و مالیدن پرخود بر تارک سر رستم ، وسپس ، ایستادن فرازسررستم، میتوان معنای « سایه » را در ژرفایش فهمید . چون « سایه افکندن» برسر رستم ، به معنای « جفت شدن و یارشدن و اینهمانی یافتن سیمرغ با رستم » بوده است . مالیدن پربرتارک سر، که اینهمانی با بهمن ، بُن جهان وانسان دارد ، و ایستادن « هُما براین تارک » که « جفت شدن هما با بهمن » است، بیان اینهمانی یافتن رستم با« بُن کیهان و بُن زمان » است . اینکه هما یا سیمرغ، برسر کسی سایه میافکند، به معنای آنست که هما یا سیمرغ ، به او « حقانیت به حکومت کردن میدهد » . درپس این تصویر، چه اندیشه بنیادی سیاسی موجود بوده است ؟ این تصویر، بیان آنست که ملت ایران ، چگونه حکومتی را می پسندیده است، و سزاواروشایسته حاکمیت برخود میدانسته است ، و ازچه حکومتی و حاکمی، سلب حقانیت میکرده است ، وازحکومتی که حقانیت خودرا نزد ملت ، از دست بدهد ، ولو « مشروعیت » هم داشته باشد، باید سرکشی کرد .

 سیمرغ ، خدای مهر، یا به عبارت دیگر، اصل آمیزش با انسان است ، و با هرانسانی بدون استثناء ، جفت و یارمیگردد . سیمرغ ، فرقی میان موءمن وکافر، نمیگذارد، چون او همه را، به کردار« جان» می بیند، و او ، مجموعه همه جانهاست ، او « جانان» است. درفرهنگ ایران ، «جان یا زندگی» ، بر« ایمان» اولویت دارد . « یـارشـدن »هم ، معنای « جفت شدن » را دارد، و ما آنرا دیگر به معنای اصلیش بکارنمی بریم . .درفرهنگ ایران، خدا، یـارانسان میشود ، نه به معنای « تشبیهی» امروزه آن ، بلکه به معنای « آمیختن و جفت شدن واقعی خدا با انسان » است . این پدیده ، بنام « سایه افکندن[SP]ُهما یا سیمرغ » برسر انسان ، مشهورشده ، ودر درازای زمان، که معنای اصلی اش، سرکوبی شده ، هم این تصویر و هم عبارت سایه افکنی ،

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

تحقیق مولانا (ادبیات)

يکشنبه 15 بهمن 1396
18:34
جمشید راد
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات18
حجم فایل21 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

مقدمه:

مثنوی به حق دریایی است بی‌كران انباشته از دره های گرانمایه و پر قیمت كهدر كمتر مكتوبی می‌توان بدانها دست یافت. در عین حال، نوشتاری است بلند و طولانی كه شاید خواندن سراسر آن از حوصله بسیاری خارج باشد، و نیز به شعر است و چه بسا برخی نتوانند به آسانی مضمون این اشعار را دریابند و با كندی و تأمین پیش بروند، و این كار برای افراد كم حوصله ملال آور است. همچنین كتابی است كم عنوان و مطالب متنوع و گوناگون در ضمن داستانهای بلند در آن مندرج شده است. و موانا بیشتر از دیدگاه اسلام نگاه كرده ولی تبعیت از هیچ دینی را قبول نكرده است. هدف من در این گزیده آن بوده كه روزنه‌ای بگشایم به روی شما برای بهره‌مند شدن از آن چشمه نور.

امیدوارم این نوشتار شما را علاقمند كند تا سراغ مثنوی روید و تمام آن را بخوانید و جان را از آن زلال معرفت سیراب كنید.

گر شدی عطشان بحر معنوی                     فرجه‌ای كن در مثنوی


چكیده ای از موضوع:

در مثنوی درباره موضوعات گسترده بحث شده است كه در این تحقیق درباره چكیده‌ای از موضوعات آن نوشته‌ام. در چند سطر درباره زندگی مولانا جلال الدین و آثار ارجمند او نوشته شده و به پند‌هایی كه در ادبیات مثنوی پنهان است اشاره كرده‌ام كه مثنوی بسیار پندهای آموزنده برای خوانندگن خود دارد به مثال می‌توان به انسانهای شیطان نما كه در نظر مولانا وجود دارد اشاره كرد كه با آنها بیعت نباید كرد.

مولانا كتابهای تألیف شده توسط افراد دیگر زیاد دارد كه یكی از آنها محمد تقی جعفری است كه عظمت عقل را از دیدگاه مولانا و دیدگاه دانشمندان دیگر مقایسه كرده است در مورد عقل مولانا دیدگاه خاصی دارد كه من به چند نكته اشاره كرده‌ام كه یكی عظمت عقل و دیگری عقل و تقلید است.

همچنین در مورد نقش ابلیس در زندگی انسان سخن گفته كه ابلیس در تمامی مراحل زندگی انسان نقش دارد و در مورد آن اشعار مولانا كه در رابطه این موضوع است اشاره كرده‌ام.


1-1- شرح حال مولوی

مولانا جلال الدین محمد بن حسین خطیبی،‌ معروف به مولوی كه او را خداوندگار نیز می‌خواندند، در ششم ربیع الاول سال 604 هـ.ق در بلخ به دنیا آمد، پدرش كه به بهاء الدین ولد معروف بود، سلطان العلما لقب داشت و عارف و عالم مشهور بود و كتاب معارف بهار ولد تألیف اوست.

بهاء ولد به علت رنج از سلطان محمد خوارزمشاه از بلخ خارج شد و عازم حج شد، در نیشابور به دیدن شیخ فرید الدین نایل آمد، شیخ عطار كتاب اسرار نامه را به هدیه به مولانا جلال الدین داد و مولانا بهاء الدین را گفت:« زود باشد كه این پسر تو آتش در سوختگان عالم زند.»

بهاء ولد، پس از حج به لارنده رفت و مولانا جلال الدین در این شهر در سن هیجده سالگی با دختر خواجه لالای سمرقندی ازدواج كرد كه حاصل این ازدواج سه پسر به نامهای سلطان ولد، بهاء الدین محمد و علاء الدین محمد بود.

پس از درگذشت پدرش مولانا جلال الدین در سن بیست و چهار سالگی به خواهش مریدان به جای پدر نشست و به وعظ و ارشاد و فتوی دادن پرداخت تا برهان محقق ترمدی- از سادات حسینی ترمد- به مراقبت و آزمایش او پرداخت. بعد از هفت سال اقامت در حلب و دمشق، به روم بازگشت و به دستور برهان الدین به ریاضت پرداخت و سه چله گذراند كه در این زمان سید او را در كنار گرفت و گفت:« در جمیع علوم عقلی و نقلی و كشفی و كسبی بی‌نظیر عالمیان بودی و الحاقه هذه در اسرار باطن و سر سیر اهل حقایق و مكاشفات روحانیان و دیدار مغیبات انگشت نمای انبیا و اولیا شدی.»

مولانا و شمس ارتباط نزدیكی با هم داشتن و مردم قونیه و مریدان از او خشمگین شدند و این بار كمر به قتل شمس بستن و و او ار بد دین و نامسلمان خواندند، سرانجام گروهی از مریدان و وابستگان و خویشان مولانا فتنه برانگیختند و اقدام به قتل شمس كردند، كه عاقبت او معلوم نشد.

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

مقایسه نظام آموزشی سالی _ واحدی با نظام آموزشی نیمسالی _ واحدی 23 ص (ادبیات)

يکشنبه 15 بهمن 1396
18:34
جمشید راد
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات23
حجم فایل41 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

مقدمه :

نظام آموزش و پرورشی هر کشور یکی از مهمترین و اساسی ترین عامل پیشرفت آن و ثبات و استحکام سایر برنامه های آن است . و مهمترین بحث نظام آموزش و پرورش ، تعلیم وتربیت است و غفلت از آن صدماتی جبران ناپزیری بر پیکره ی اجتماع وارد نموده و نسل آینده را در تاریکی عقب ماندگی فرو می برد لذا بر تمامی مسئولین هر نظام مهمترین دغدغه همین تعلیم و تربیت نسل آینده است ، نسل آینده است که آینده را می سازد و کشور را به طرف قله رفیع کمال اجتماعی سوق می دهد . با توجه به اهمیت نظام آموزش و پرورش جامعه شناسان برای آن اهمیت ویژه ای قایلند . چون جامعه شناسان بیش از سایرین اهمیت این مقوله را درک می کنند .

تعلیم وتربیت أدمی کاری پر ارج و در عین حال وقت گیر است و نتایج قطعی و نهایی آن معمولا" دیر آشکار می شود . ارجمندی آن از آنجهت است آدمیت و آدمی زادی به چگونگی تربیتش بستگی دارد . اگر انسان در شرایط مناسبی پرورش یابند به خیل نیکان می پیوندد ، و اگر تربیت وی مورد غفلت واقع شود ، چه بسا که از حد حیوان نیز فروتر رود وقتگیری آن زایده این واقعیت است که آدمیزاده یا مورد تربیت ، موجودی بالقوه است و در آغاز زندگی جز به صورت ، آدمی نیست . و نه تنها زمان نسبتا" دراز طول می کشد تا در پرتو تدابیر تربیتی مناسب آدمی خو شود ، بلکه آمادگی وی برای قبول لوازم آدمیت نیز امری تدریجی است و تحقق آدمیتش در هر مرحله ، در گرو تحقق نسبی ان در مراحل قبل می باشد .

ارزش تعلیم وتربیت آدمی و زیانهایی که بر اثر فقدان یا نقصان آن دامنگیر فرد و جامعه می شود از یک طرف و انحراف آن مسیر صحیح در مدت نسبتا" طولانی رشد کودک از طرف دیگر ، ایجاب میکند که فعالیتهای مربوطه و برنامه ریزی های درسی و آموزشی آن مورد توجه خاص و مداوم قرار گیرد و تدابیر مربوط به اداره آن با دور اندیشی و آینده نگری هر چه تمامتر اتخاذ شود تا باشد که فرد وجامعه را به سوی هدف غایی تربیت سوق دهد .

پس کانت حق دارد که بگوید : « در بین ابداعات بشر دو تا از بقیه مشکلتر است : هنر مملکت داری و حکومت ، و هنر تعلیم و تربیت .»

برنامه ها وفعالیتهای نظام آموزشی و پرورشی همواره باید متوجه تحقق مقاصد مورد توجه باشد و در اجرا از وجود هماهنگی بین همه بخشهای آن اطمینان کامل حاصل شود شیوه های آموزش و تربیت و روشهای تدریس و محتوای آن باید با توجه به نتایج مورد انتظار انتخاب گردد و در صورت عدم تحقق اهداف ، در موارد فوق الذکر تجدید نظر گردد .

 

هدفهای آموزش و پرورش در دوره متوسطه :

هدفهای آموزش و پرورش در مقاطع مختلف تحصیلی از طریق مواد درسی یی که در برنامه ها پیش بینی شده است ، تحقق حاصل می کند . بنابر این ، هر ماده درسی هدفی نسبتا" کلی و هر قسمت از برنامه تفضیلی آن هدفی جزیی تر دارد . نیل به هدف هر ماده درسی در پایان دوره تحصیلی و یا در پایان سال تحصیلی و نیل به هدف هر درس در ساعتی که برای آن در برنامه منظور می شود ، امکان پذیر است .هدفهای خاص آموزش متوسطه را ...که مکمل هدفهای کلی و عمومی آموزش و پرورش به شمار می رود و به موازات کوشش مداوم مدرسه و اجتماع برای نیل به هدفهای مزبور مورد توجه خواهند بود . در سه گروه اساسی به شرح زیر می توان خلاصه نمود :

الف . ایجاد و تقویت یک یا چند مهارت قابل عرضه در بازار کار که با استعدادهای فردی تناسب داشته باشد و در عین حال برای نیازمندی جوانانی که در پایان دوره متوسطه به فعالیت می پردازند ، مفید واقع شود .

ب . ایجاد آمادگی کافی و مطلوب برای تحصیلات دانشگاهی و نیل به درجه تخصص در رشته های نظری و عملی یا علمی و فنی .

ج . کمک و یاری جوانان در جهت کشف و شناخت استعدادها و توانمندیها ی فردی به ترتیبی که هدایت آنها را به مناسبتری راه ادامه تحصیل با اشتغال به کار و حرفه مناسب و قبول مسئولیت تولیدی و اقتصادی مفید و موثر ، متضمن باشد و امر راهنمایی تحصیلی و شغلی را در مقیاس وسیعتر و اساسی تر آن در مرحله نهایی که پایان تحصیلات متوسطه است ، امکان پذیر سازد .

بنابر این هدف کلی آموزش و پرورش تربیت مردم مومن ، متقی و مسئول در رابطه با خالق ، مفید و متعهد در رابطه با جامعه و همنوعانش و متفکر و خلاق و مولد در رابطه با عالم طبیعت است .

در این راستا برنامه های آموزش و پرورش چنان باید دقیق و سنجیده و کارشناسانه تنظیم و تدوین گردد که از هر گونه نارساییها و کاستیها در تمام ابعاد آموزشی و پرورشی مبراشده تابتواند تامین کننده اهداف غایی آموزش و پرورش باشد .

 

 

 

اهم نارساییها در نظام آموزش متوسطه گذشته :

1-اسیر ماندن و رها شدن فرآیند هدایت تحصیلی در دروه متوسطه و کم توجهی به پرورش علاقه و استعدادهای دانش آموزان و نداشتن انعطاف لازم برای پاسخگوی به علاقه و پرورش استعدادهای متوسطه .

2- تاکید و تمرکز بر آماده کردن کلیه دانش آموزان برای ورود به دانشگاه و نتیجه افزایش درسی تعداد داوطلبان وامانده از تحصیل دانشگاهی .

3- تاکید بر دروس نظری و عدم ارزش گذاری آموزشهای خارج از مدرسه و نارسا بودن شیوه مهارت آموزش .

4- نداشتن انعطاف لازم برای پذیرش نو آوریها و یا پاسخگویی به نیازهای خاص مناطق کشور .

5- اتلاف منابع به لحاظ شیوه برخورد با تکرار پایه در نتیجه تجدید و ترک تحصیل زودرس و فقدان تسهیلات مناسب برای بازگشت مجدد به تحصیل .

6- تشدید جو حاکم بر جامعه مبنی بر کم ارزش بودن آموزشهای فنی و حرفه ای در مقایسه با آموزشهای نظری به دلایل متعدد .

7- سازماندهی غیر منعطف در اجرای آموزشها که استفاده بهینه از کلیه منابع بالقوه و مفید برای آموزش فنی و حرفه ای را دشوار می سازد .

8- فقدان ارتباط لازم میان آموزشهای فنی و حرفه ای با دوره های کوتاه مدت مهارت آموزی و یا آموزشهای تخصصی و دوره های کاردانی و کار شناسی .

                                          (کلیات نظام جدید 1357 0 ص 19 )

بنابر این نارساییهای موجود در نظام آموزشی کشور بیش از پیش آنان را به ایجاد تحولات و تغییرات بنیادی مذکور وادار می نمود و از طرفی اهمیت آموزشهای دوره متوسطه نیز ضرورت مذکور را دو چندان می نمود که از جمله ضرورت های ایجاد تغییر در نظام آموزشی متوسطه را به شرح زیر می توان شمرد :

1-این دوره تحصیلی شبیه زنجیر آموزشی است که آموزش عمومی را به آموزش عالی پیوند می زند و هر نوع نارسایی و کمبود در آن مستقیما" در عملکرد و کیفیت هر دو حلقه آموزش عمومی و عالی تاثیر بسزایی خواهد داشت .

2- دوره مذکور از ابعاد مختلف یک دوره انتقالی است بدین معنا که دانش آموزانی که دوره

عمومی را طی کرده باشند به دوره عالی انتقال پیدا می کنند و چنانچه تمایل به ادامه

 

تحصیل نداشته باشند وارد جامعه و بازار کار می شوند .

3- انتقال از دوره کودکی و نوجوانی به دوره جوانی و استقلال محسوب می گردد که هر یک از دوره های مذکور نیازها و ویژگیهای خاص خود را دارند و لذا از اهمیت و حساسیت خاص برخوردارند .

4- دوره مذکور نه تنها در کشورما بلکه در اکثر کشورهای دنیا به عنوان مهمترین منبع تامین کننده نیروی انسانی ماهر برای سایر بخشهای اقتصادی جامعه تلقی می شود نظر به اهمیت دوره مذکور باتوجه به ابعاد مختلف آن و نارساییهای یاد شده و موارد ذکر شده در صفحات قبل در بردارنده مزایایی بود که عقیده دست اندر کاران در سایر طرحها و نظام های پیشین آموزش متوسطه وجود نداشته است         (کلیات نظام جدید  ص 18 )

مزایای طرح جدید آموزش متوسطه :

1- ایجاد دوره پیش دانشگاهی

2- تشکیل شاخه جدید کار و دانش

3- کوتاه شدن دوره آموزش عمومی از 12 به 11 سال (به جز دوره پیش دانشگاهی )

4- تشکیل دوره های کاردانی پیوسته

5- نحوه ارائه دروس به صورت عمومی اختصاص و پودمانهای مهارت که هر کدام در ذیل توضیح داده می شود .

1- دوره پیش دانشگاهی :

1/1: جلوگیری از تمرکز و تاکید بر آماده کردن کلیه دانش آموزان برای ورود به دانشگاهها و متناسب نمودن میزان فارغ التحصیلان با میزان ظرفیت و پذیرش دانشگاهها

2/1 : جلوگیری از اتلاف وقت و هزینه برای افرادی که به امید ورود به دانشگاه تا پایان این دوره به تحصیلی می پرداختند .

3/1 : اجرای شیوه نیمسالی _ واحدی فرصتی است برای آشنا کردن دانش آموزان دوره متوسطه با سیستم دانشگاهی

4/1 : با توجه به برنامه ریزی خاص این دوره امکان متناسب نمودن رشته های تحصیلی با نیازهای جامعه بیشتر می شود

5/1 : از نظر اجرایی جذابیت بیشتری برای مؤسسات آموزش غیر انتفاعی برای سرمایه

گذاری در این دوره فراهم می شود   ( کلیات نظام جدید  ص 43 )

 

2- تشکیل شاخه کار و دانش :  1/2 وارد شدن مفهوم گواهی مهارت در کتاب تسلیم دیپلم متوسطه و دانشنامه کاردانی در نظام آموزش و پرورش امکان تنظیم استاندارد های مهارت و ارتباط طولی و عرضی سطوح مهارت را یکدیگر در این نظام فراهم می کند

2/2 : از طریق ارزش قایل شدن برای آموخته های خارج از مدرسه فواید زیر حاصل می شود

الف . برقراری ارتباط بین آموزش و بازار کار

ب . منابع گسترده تری در اختیار آموزش و پرورش قرار می گیرد

ج . ارتقاء ارزش فرهنگی و اجتماعی آموزشهای فنی و حرفه ای

د . فراهم شدن امکان مشارک بخشهای خصوصی مانند شرکتهای تولیدی دولتی و غیر دولتی در آموزشهای فنی و حرفه ای و غیره

3/2 :پذیرفتن مهارتهای آموخته شده به عنوان جزئی از دروس دوره متوسطه دربر دارنده فواید زیر است :

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

مقایسه عمر خیام،ابن فرید،حافظ و دو شاعر قرن 21 مکزیک 34 ص (ادبیات)

يکشنبه 15 بهمن 1396
18:34
جمشید راد
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات35
حجم فایل36 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

مستی‌ای که واژه را الهی می‌سازد

(مقایسه عمر خیام،ابن فرید،حافظ و دو شاعر قرن 21 مکزیک)

کسی که بدون بهره از شیدایی به خود جرأت می‌دهد شعر بسراید و می‌اندیشد، با سرودن شعر به کمک قالب‌های فنی می‌تواند شاعر باشد، بالطبع  از یک شاعر واقعی فرسنگ‌ها فاصله دارد. از این رو شعر فرهیختگان همیشه در سایه آن چیز ناشناخته ای است که  جنون الهی از آن  برون می‌تراود.

این مفهوم را که یکی از پایه‌های فلسفه جهان بیان کرده، مهر تأییدی است بر این باور که برای ورود به عوالم شیدایی ـ به عنوان راهی برای رسیدن به الهام برای آفرینش و آزادی ـ روحی گشوده نیاز است تا بدین طریق به الهام شعری دست یافت. تصوف یا به عبارتی جریان عرفان اسلامی، فراتر از هر ایدئولوژی‌ای، به سوی شکل اساسی از ژرف‌اندیشی گام بر می‌دارد. در این‌جا شاعر تنها تلاشش به کارگیری زبان در شعر نیست. بلکه خود را نیز با آن در می‌آمیزد. 

قریب هزار سال پیش شاعری صوفی، تصوف را فرا‌زمینی تصویر می‌کند. چون هدف و نهایت آن را می‌توان به عنوان یک حکمت متعالیه از حقایق برتر تعریف کرد که بیشتر با تجارب حسی قابل قیاس‌اند تا شناختی که از ذهن حاصل می‌شود. در این میان پرسشی مطرح می‌شود: پس آن‌گاه خردی که با شناخت از دست می‌دهیم کجا قرار دارد؟

معنای غایی تصوف، قدسیت است، اما قدسیتی خلق شده و‌ خاص. حتی برعکس مثال قدسیت malamali که عدم پذیرش را بر می‌انگیزد. قدسیت شاعر سبک اوست. هم‌چون تائوئیسم و ذن. صوفی رابطه‌ای بین کشف عرفانی و الهام شعری برقرار می‌کند و فضای متافیزیکی لازم را برای فهم آن پدید می‌آورد.

گزاره‌ای الهی "حکمت بازگشت" را بیان می‌کند ”‌به راستی ما خدائیم و به او باز می‌گردیم". صوفیان به این کشش (تلاش برای غوطه‌ور شدن در هر آن‌چه مطلق است) یا سیر به سوی ذات قدسی از دو مسیر زهد دست یافته‌اند: ژرف‌اندیشی (مراقبه) و شعر (چشمان ژرف‌اندیش).

برای صوفی، عبادت شعر و قلب مرکز شناخت است. او در مورد حالت حیرانی، خاموشی‌گزینی و حیرتی که نوآموزان در پی آن‌اند می‌گوید: "روحت را آرام کن و شنا بیاموز." به بیانی دیگر "ذهنت را همان‌گونه که روحت را رها می‌کنی (در الهام) رها کن و سپس از آن‌که چند گامی برداشتی می‌توانی حرکت ناگهانی شهود را لمس کنی، چون جسمی در آب که حرکات ناگهانی عضوهایش را رها می‌کند، بی آن‌که به چیزی چنگ زند:

هر که جز ماهی ز آبش سیر شد  هر که بی روزی است روزش دیر شد (مولانا)

این حالت خاص تنها در لحظه شاعرانه - شهود لحظه - جای می‌گیرد؛ لحظه‌ای که با رقص (سماع) در سلک درویشان خیرو واگوس (Derriches Girivagos) جسمانیت می‌یابد.

 

استحاله‌ی جوهری شراب به نور

پیش از آن‌که جهانی، تاکستانی، خوشه و دانه انگوری باشد‌، روح ما مست از شراب جاودانه بود.

ابن فرید

"شاعر همانند یک روحانی مسیحی است. اما تفاوتی نیز با او دارد: برای آن‌که کلمه مقدس شود و استحاله جوهری نان و شراب در جسم و خون مسیح پدید آورد، بایستی آن‌کس که کلمه را بر زبان می‌آورد روحانی باشد، یعنی کسی که پیش از این تقدیس شده، یا از سوی فردی دیگر امر به پیشکش کردن قربانی در عشای ربانی شده ‌است. منزلت روحانی پیش از بیان کلمه وجود دارد و از این رو با به زبان رانده شدن آن از سوی او کلمه مقدس می‌شود، کلمات شخصی که مقدس نشده با آن‌که همان کلمات‌اند اما استحاله جوهری پدید نمی‌آورد."

بیان کلمه نیز‌، شاعر را نیز به آن‌چه گفتیم بدل می‌کند. سپس می‌توان گفت که شاعر از طریق کلمه بیان می‌شود و از این رو اگر کسی که شاعر نبوده این کلمات یا کلمات مشابه را به زبان می‌آورد او نیز شاعر خواهد شد. به بیان دیگر زبان، زبان شعر نیست. نه صرفا چون یک شاعر آن را سروده، بلکه از آن‌رو این‌گونه است که به یک زبان شاعرانه بیان می‌شود. و این زبان شعر است که شاعر آن را بازآفرینی و بیان می‌کند. زبانی که خالق زیبایی است. در این‌جا نیز یک استحاله جوهری آَشکار وجود دارد؛ آن‌چه زیبا نبود در قامت کلمه زیبایی می‌یابد. پس دور از ذهن نیست که شاعر برای بیان استحاله جوهری که کلمه پدید آورنده آن است به پس زمینه فرهنگ مسیحی دست یازد.

تفاوت برجسته دیگر بین روحانی و شاعر این است که روحانی یک بار برای همیشه تقدیس می‌شود. تقدیس شدن به او شخصیتی اعطا می‌کند و نشانی بر او می‌گذارد که هیچ چیز و هیچ کس قادر به زدودن آن نیست. کلام او همیشه مقدس است هر چند خود به تقدیس خویش پشت کند. شاعر هیچ‌گاه تقدیس نمی‌شود و بایستی برای سرودن شعر هر بار توانایی‌های خلاقانه خود را نشان دهد.

در سنت مذهبی، استحاله جوهری تکرار شرعی و عبادی شام آخر است. کافی است کشیش کلمات کلیدی را در شرایط معین برای مناسک و با هدف متبرک کردن برای آن‌که تقدیس یا استحاله جوهری نان و شراب در کالبد و خون مسیح پدید آید بیان کند. آفرینش شاعرانه، بر عکس، نه یک آیین و نه زاییده آن است بلکه بیشتر مبارزه‌ای است از راه زبان. مبارزه‌ای تا آخرین نفس و همیشه ماندگار برای بیان آن‌چه غیر قابل بیان است.

 نماد شراب به عنوان صنعت ادبی و به عنوان دریچه‌ای برای ورود به عالم شعر در زبان شاعران شرقی اهمیت دارد. شاعرانی که برای تعالی روح، آن را جسمانی و نمادین استفاده می‌کردند. برای فهم این موضوع 3 شاعر شرقی را با دو شاعر مکزیکی مقایسه می‌کنم.  

عمر خیام ( 1131 ـ 1048)

وی در نیشابور از سرزمین پارس به دنیا آمد. این ریاضی‌دان و منجم صنعت ادبی تصوف را برای آفرینش رباعی‌های خود به کار گرفت. او از نماد شراب برای بیان اندیشه‌هایش بهره می‌گرفت. از آن جایی که خیام را فردی حکیم بر می‌شمردند زندگی‌اش عجین با اصول محض اخلاقی بود و به شدت بر این باور بود که آرامش روحی با احترام به اصول اخلاقی به دست می‌آید. خیام (در شعر خود‌) تمامی موضوعات همچون علم و شناخت اخلاق و رفتار فردی‌، مذهب و الهیات، چگونگی شاد زیستن، احساس دلتنگی نسبت به گذشته، لذت از زندگی پیش از مرگ، مبدأ و مقصد را گرد هم می‌آورد.

تا کی عمرت به خود پرستی گذرد؟

یا در پی نیستی و هستی گذرد؟

می‌خور؛ که چنین عمر که مرگ از پی اوست

آن به که به خواب یا به مستی گذرد. 

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

مقایسه ترتیب مطالب نسخه قدیمی اردای ویراف نامه در پهلوی و فارسی 35 ص (ادبیات)

يکشنبه 15 بهمن 1396
18:34
جمشید راد
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات35
حجم فایل30 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

عنوان تحقیق :

مقایسه ترتیب مطالب نسخه قدیمی اردای ویراف نامه در پهلوی و فارسی وشرح نكاتی چند درباره تكیه بیشتر با توجه كمتر به بعضی مسائل در منظومة فارسی، با توجه به متن پهلوی..

 

بررسی و معرفی چند اثر مهم

 

 

رساله های كامل آثار منظوم

 

در این رساله ها سیاق گفتار و نحوه پیش كشیدن مطلب تقریبا همان است كه سرایندگان مسلمان در آثار ادبیات فارسی اسلامی پیش می گیرند. یعنی رساله معمولا با ستایش خدا، نعت پیغمبر، موجباتی كه تنظیم رساله را باعث شده شروع می شود. بعد به خود داستان می پردازند و در آخر سراینده درباره خود سخن می گوید و احیانا تاریخ یا ماده تاریخ را ذكر می كند.

نمی توان ادعا كرد كه تمام اشعال این آثار در سطح عالی قرار دارد، ولی در ضمن نمی‌توان انكار كرد كه میان آنها قسمتهایی را می توان یافت كه در آن صحنه ها با نوعی ریزه كاری استادانه نقاشی شده و مطالب بزرگ در كوچكترین جملات بیان گردیده است. امید است كه نمونه هایی كه برای قسمتی از این رسالات ذكر می شود تا حدی حق مطلب را ادا كند. سعی شده كه تا حد امكان این آثار از نظر تاریخی و زمان سرایندگان آن دسته بندی شود.

 

1ـ زردشت نامه

اولین اثری كه به میان می آید بالطبع زردشت نامه است كه یكی از قدیمترین آثار كامل و مستقل می باشد كه در روایات نیز ذكری از آن نشده است. سالیان دراز این كتاب به عنوان اثری از زردشت بهرام پژدو معرفی شده بود و وست و رزنبرگ نیز این موضوع را تایید كرده اند.1 ولی با مقاله ای كه رمپیس منتشر كرد و نتیجه مطالعه و توجه بیشتر او در مورد مطالب ابتدا و انتهای این كتاب بود نشان داد كه این اثر به سالهای قبل از 347 یزدگردی و سالهای مابین 978-970 میلادی برمی گردد2 و سراینده آن شخصی به نام كی كاووس پسر كیخسرو، پسر دارا بوده و عنوان اصلی آن «مولود زردشت» نام داشته3 و زردشت بهرام فقط آن را رونویسی كرده است.

این كتاب تاریخ افسانه ای زندگی زردشت است از قبل از تولدش تا موقعی كه اسرار نبوت بر او نمایان شد و شامل حوادثی است كه بعدا پیش آمد و شرح مبارزات و عرضه دین به دربار گشتاسب. در آن از معجزات زردشت نیز سخن به میان آمد.

ضمن اینكه می توان چون هر منظومه دیگری اشعار كم اهمیت تری در آن یافت و به غلطهایی از نظر قافیه برخورد. ولی باید دانست كه قسمتهایی از آن با استادی تمام به نظم كشیده شده است.

این كتاب را اول بار رزنبرگ در سال 1904 با ترجمه فرانسه و شرح احوال زردشت بهرام پژدو به عنوان سراینده آن منتشر كرد4 و نسخه چاپی دبیر سیاقی نیز بر این اساس است 5. نمونه ای از آن نقل می شود :

آمدن بهمن امشاسپند به نزد زردشت 6

بیـامد به زرتشـت پاكیـزه رای

درخشنـده از دور مـاننـد هـور

به زرتشت گفتا كه بر گوی نام

بدو گفت زرتشت كای نیك رای

مرادم همه سوی فرمان اوست

همـان روز بـهمن به امـر خــدای

بپوشـیده یـك دسـت جامـه ز نور

چو جویی ز دنیا، چه داری تو كام

نجـویـم هـمـی جـز رضای خدای

ازیرا كه هر دو جـهان زان اوسـت

 

 

2ـ آثار زردشت بهرام پژدو

زردشت پسر بهرام پسر پژدو هیربدی بود که در قرن 7 هجری در دوره مغول می زیست، پدرش بهرام پژدو خود مردی دانشمند و تعلیم یافته و ستاره شناس بود که در عین هال از صنعت شعر نیز اطلاع داشت7  داستانی به نام داستان "بهاریات" را که در سال 626 هجری نوشته شده است به او نسبت داده اند8 .

زرتشت بهرام زردشتی با ایمان بود و بعد از تحقیقات دقیقی كه در فقه و علوم ادبی و ستاره شناسی كرد تمام هم و وقت خود را مصروف جان بخشیدن و زنده كردن سنتها و داستهای مذهبی قدیم نمود. شعرهایش شامل مباحث مذهبی است و شاید به همین دلیل نام او در غالب تذكره ها نیامده است.

مهمترین آثارش عبارتند از :

 

الف : ارداویراف نامه.

منظومه ای به شعر در بحر هزج است كه موضوع آن را همان معراج ارداویراف نقل شده در داستانهای پهلوی تشكیل می دهد. داستان به طرز جالب و با استادی روایت شده است و شرح مسافرت به بهشت و دوزخ هر دو بیان گردیده.

این كتاب اول بار توسط «اَسا» در 1902 همراه با متن پهلوی منتشر شد9 . و اخیرا نیز در ایران توسط دكتر عفیفی منتشر شده است10.

این داستان به علت اهمیت آن در مذهب و سنت زردشتی، بعد از زرتشت بهرام نیز مورد طبع آزمایی شعرای دیگر این اقلیت قرار گرفته است. چنانكه بعدا اشاره خواهد شد بجز اردایراف نامه زردشت بهرام ما دو ارداویراف نامه دیگر به نظم و یك ارداویراف نامه دیگر به نثر داریم.

نمونه هایی از آن نقل می شود : 11

 

چنین گـفت آنـگهی اردای ویـراف

شدم در خواب و از من هوش شه دور

سلامـم كـرد و می پرسـید بسـیـار

 

كه چون خوردم سه جام باده صاف

سـروش آمـد بـه سـان عالـمی نـور

 تـو گفـتـی مهـربـانـم بود و غمخوار

. . .

 

در عذاب دروغگویان و غمازان 12

 

یكی مردی دهن دیدم گشاده

فرو‌آویخته زو مار و كـژدم

 

زبانـش از دهـان بیـرون فتـاده

یكی دندان بر او می زد یكی دم

. . .

 

 

گناه این چه بوده، بازگو راز

 

سروشم گفت كاین بودست غماز

 

 

ب ـ كتاب چنگرنگهاچه

موضوع این داستان در سنت زردشتی بخصوص در اواخر دوره ساسانی اهمیت فراوانی دارد. داستان در اصل مربوط به مناظره و مباحثه ایست كه میان چنگر نكهاچه و زردشت پیش آمده است. این شخص برهمنی بسیار دانشمند بوده كه در زمان ظهور زردشت در هند زندگی می كرده و مریدان فراوانی داشته است. چون خبر ظهور زردشت و مذهب جدیدش كه دنیا را گرفته به او می رسد، بسیار ناراحت می شود و نمی تواند موجودیت این دین را بپذیرد و به همین دلیل و به خاطر رد آن نامه ای به دربار گشتاسب می نویسد و تقاضا می كند كه با زردشت مناظره ...

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

تحقیق معنای معنا ( چراغ...کتاب)؛ تحلیل شعری از سیمین بهبهانی (ادبیات)

يکشنبه 15 بهمن 1396
18:33
جمشید راد
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات13
حجم فایل68 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

معنای معنا ( چراغ...کتاب)؛ تحلیل شعری از سیمین بهبهانی

هدف این نوشته تلاش برای دست یافتن بر نوعی «معنا» در پیوند با شعر «چراغ. . .کتاب» سیمین بهبهانی است. با توّجه به گرایش¬ها و چشم¬اندازهای گوناگون حاکم برتئوری ادبی، بی شک انتظار از تحلیل¬گر یک اثر هنری این است که پیش از هر چیز روشن سازد از چه زاویه¬ء دیدی قرار است به بررسیِ موضوع مورد بحث خود بپردازد. در پاسخ به این انتظار است که لازم می¬آید بحث را با سخن کوتاهی پیرامون این پُرسش آغاز کنیم.

یکی از دیدگاه¬های رایج در تئوری ادبی 2 که در دهه¬های واپسینِ قرن بیستم مورد توجّه بسیاری ازمنتقدان بوده و صورت¬هایی از آن تا امروز اعتبارخودرا حفظ کرده دیدگاه معروف به «زیبایی شناسی دریافت» (reception aesthetics) است. این شیوۀ برخورد با ادبیات که گاهی از آن به عنوان «تئوری دریافت» (reception theory) ، یا درکاربرد کّلی¬تر آن، «نقد متکّی بر واکنش خواننده» (reader-response criticism)، نام برده می¬شود در این نوشته با نام «تئوری همگانی دریافت» موردِ بررسی قرارگرفته است. 3 این تئوری متکّی بر تعریفی از اثر ادبی است که آن را به خودی خود مقولۀ خودکفایی نمی¬داند. آنچه به یک متن ادبی، چه نثر و چه شعر، «معنا» می¬بخشد، یا به عبارت دقیق¬تر، آن را، در مقام یک اثر هنری، کامل می¬کند، تفسیر آن از سوی خواننده است.

بر این قرار، شعر را نباید حوزه¬ای از تبلور گفتاری تلّقی کرد که با یک یا چند لایۀ معنایی ثابت از ذهن شاعر تراوش می¬کند و برای همیشه از گزند هرگونه تغییری در امان می¬ماند. بیانِ شعری دارای جنبه¬هایی است که در هر دورانی از تاریخ با ورود به ذهن خواننده در بستر معنایی ویژه¬ای کامل می¬گردند. تنها صورتی از شعر که همواره در طول تاریخ ثابت می¬ماند نمای خطّی یا چاپی آن است. تا زمانی که این نمای خطّی یا چاپی، و گاهی صوتی، به ذهن خواننده راه پیدا نکرده است با شکل بی جانی روبرو هستیم که نمی¬توان از آن به عنوان شعر نام برد. وقتی سخن از شعر به میان می¬آید منظور اشاره به مرحلۀ زنده و پویایی از آن است که با ورود به ذهن خواننده کسب حیات و هوّیت می¬کند. در این مرحله عناصری دخالت دارند که با «افق تاریخی» حاکم بر روند سُرایش یکسان نیستند. از اینرو، نباید پنداشت وقتی شعری را می¬خوانیم همان معنایی از آن را دنبال می¬کنیم که شاعر خود در لحظۀ آفرینش در نظر داشته است. از آنجایی که تصرّفات ذهن خواننده در مفاهیمِ شعری خود یک پیش¬آمد «تاریخی» است، یعنی رُخدادی است که در پیوند با یک «موقعّیت» ویژه صورت می¬گیرد، کم¬تر پیش می¬آید که خوانندگان در همۀ دوران¬های تاریخ بر دریافت مشترکی از یک شعر خاص دست یابند.

بنا بر آنچه گذشت، تفسیر یا معنا بخشیدن به شعر از سوی خواننده، برخلاف برخی از شیوه¬های رایج در گذشته، به معنای کوشش برای کشف آنچه منظور شاعر در لحظهء سرایش بوده نیست. باید چنین پنداشت که واژه¬ها با خروج از ذهن شاعر حیات معنایی خود را از دست می¬دهند و تنها با بهره¬مند شدن از عناصر هستی¬بخش تازه¬ای در ذهن خواننده جان تازه¬ای می¬گیرند.

در این جا توجّه به نکته¬ای لازم است. آمبرتو اِکو متن¬های ادبی را با توجّه به نوع واکنشی که ممکن است در ذهن خواننده برانگیزند در دو گروه از هم متمایز می¬سازد. گروهِ نخست متونی هستند که مانند داستان¬های پلیسی، یا به گفتۀ خود او، داستان¬های معروف به جمیز باند، اثر یان فِلمینگ، از معنای از پیش تعیین شده¬ای برخوردارند. از آنجا که «نشانه»¬های تعیین کنندۀ معنا در این گونه متن¬ها به صورت قراردادی به کار برده می¬شوند و نمایندۀ رویداد یا پدیدۀ محدود و روشنی درزمان و مکان خاص به شمار می¬روند، کمتر به خواننده فرصت می دهند نیروهای ذهن خود را در روند معناگشایی آنها دخالت دهد. اِکو این گونه متن¬ها را که در آنها بر روی هر خواننده¬ای باز است امّا امکان هیچگونه تفسیر تازه¬ای جز آنچه نویسنده در نظر داشته در آنها وجود ندارد، «متون بسته» نام می گذارد. گروه دوّم که داستان¬هایی ازنوع آثار جمیز جویس را دربر می گیرد، «متنهای باز» نام دارند. منظور از اینگونه متن¬ها اشاره به داستان¬هایی است که سرنوشت معنایی آنها در گرو تصرّفات ذهن خواننده است آن هم خواننده¬ای مجهّز به دانش و تجربیات تخصّصی. «نشانه شناسی» متنهای «بسته» و «باز» آن سان که در نوشته¬های اِکو مورد کند و کاو قرار گرفته است یکی از راه گشاترین بررسی¬هایی است که واکنش¬های ذهن خواننده را در برخورد با واژه¬ها در قالب متون داستانی نمایان می¬سازد. 4

بحث اِکو در مورد تمایز بین متن¬های «باز» و «بسته» را می¬توان در مورد شعر نیز به کار بست. در هر ادبیاتی شعرهایی وجود دارند که مانند داستان¬های جنایی با یک بار خواندن جاذبهء خود را برای همیشه از دست می¬دهند. این گونه شعرها را می¬توان در شمار متن¬های «بسته» قرار داد و چنین تصوّر کرد که با خواندن آنها درست بر همان معنایی دست می¬یابیم که مورد نظر شاعر بوده است. کمتر پیش می¬آید این معنای از پیش تعیین شده و ثابت تابع برداشت¬های گوناگون از سوی خوانندگان قرار گیرد، چرا که «نگاه» شاعر فرصتی برای رُشد چنین امکاناتی را در بستر زیبایی¬شناسانهء شعر فراهم نساخته است.

به عبارت دیگر، متنِ «بسته» را باید به شعری اطلاق کرد که از معیارهای لازم برای ورود به دوران¬های آیندۀ تاریخ به صورت هنر زنده و مطرح برخوردار نیست. برعکس، شعر ماندنی شعری است که در هر دورانی به خواننده اجازه می¬دهد با توّجه به افق تاریخی و حساّسیت¬های زیبایی¬شناسانۀ عصر خود به آن جان تازه¬ای ¬بخشد. چنین شعری از فضای «باز»ی برخوردار است که در آن خواننده می¬تواند پیش دانسته¬ها، انتظارات و تجربیات شخصی خود را آزادانه در پرورش قابلیّت¬های آن دخالت دهد. راز جاودانگی شعر ناب را در همین اصل باید جست.

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->

تحقیق معلمی هنر است, عشقی است آسمانی (ادبیات)

يکشنبه 15 بهمن 1396
18:33
جمشید راد
دسته بندیادبیات
فرمت فایلdoc
تعداد صفحات13
حجم فایل37 کیلو بایت

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود

معلمی هنر است, عشقی است آسمانی

معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی , تا خدا بوده و هست , معلم بوده و هست و هر روز روز معلم است .

از میان روابط انسانی , آنچه والاترین است , رابطه بین معلم و شاگرد است , و بهترین نوع این رابطه را که سر شار از ادب و فروتنی است , در حکایت موسی و خضر می یابیم که در آن حکایت , موسی در مقام شاگرد و خضر در جایگاه رفیع معلم جای دارد و چه شیرین نقل میکند این حکایت را کتاب خدا , طرفه آنجا که موسی به خضر میگوید : از تو پیروی میکنم تا از آنچه به تو تعلیم داده شد و مایه رشد انسان است به من بیاموزی. و خضر در جواب میگوید : تو هر گز هم پای من نمی توانی صبر کنی , چگونه شکیبایی خواهی کرد ؟ موسی بی درنگ میگوید اگر خدا بخواهد مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ کاری نافرمانی تو نمی کنم . و از این رو است که نقش معلم را در جامعه , همچون نقش انبیا میدانیم چرا که معلم ایمان را بر لوح جان و ضمیر های پاک حک میکند , و ندای فطرت را به گوش همگان می رساند , سیاهی جهل را از دلها می زداید , و زلال دانایی را در روان آدمی جاری می سازد , کیست که نداند دغدغه معلم , چرخش حیات بشر , بر مدار ارزش و کرامت انسانی است , آری معلمی هنر است , معلمی عشقی است الهی و آسمانی .

صفحات تقویم های چاپ شده در این آب خاک به لحاظ نامگذاری ایام به مناسبت های گوناگون , همواره یكی از شلوغ ترین تقویم های چاپ شده در دنیاست. وبه دشواری می توان صفحه ای را پیدا كرد كه به یك رویداد، واقعه، یادبود، یادگار و نظایر آن اختصاص داده نشده باشد. که از جمله ارج گذاری تقویمی ,که در12 اردیبهشت ثبت گردیده روز معلم است . اما آنچه در حقایق روزمره جامعه می گذرد حكایت دیگریست که امروزه روز معلم به عنوان تربیت كننده ی نسل فردا، در حادترین شرایط اجتماعی به سر می برد خاصه در دو دهه اخیر نه تنها وضع عمومی، معیشتی، اجتماعی، روانی، علمی و نگرش های عمومی آنان به جامعه بهبود نیافته، بلكه این فرآیند روندی نزولی را طی كرده است تا بدانجا که بار ها شاهد اعتراض این قشر از جامعه به صورت گرد همایی و تظاهرات خیابانی بوده ایم .

نسل امروز 12 اردیبهشت هر سال را که از قضای روز گار سالروز شهادت روحانی فرهیخته ای چون مرتضی مطهری است , روز معلم میداند اما شاید کمتر کسی از نسل پس از انقلاب بداند که مبنای نامگذاری این روز ( روز معلم ), واقع قتل معلم ابوالحسن خانعلی دبیر دبیرستان جامی تهران در12 اردیبهشت سال 1340 است که در تجمع اعتراض آمیز معلمان به میزان حقوق دریافتی خود درمیدان بهارستان توسط رئیس کلانتری بهارستان به ضرب گلوله گشته شد تا حادثه ای بیاد ماندنی در تاریخ این کهنه دیار ثبت گردد . حال امروز چگونه باید التیامی بر زخم کهنه ی دل پیام آوران آگاهی بود با کدام واژه کدام سرود؟

 

می توان در سایه آموختن
گنج عشق جاودان اندوختن

اول از استاد، یاد آموختیم
پس، سویدای سواد آموختیم

از پدر گر قالب تن یافتیم
از معلم جان روشن یافتیم

ای معلم چون کنم توصیف تو
چون خدا مشکل توان تعریف تو

ای تو کشتی نجات روح ما
ای به طوفان جهالت نوح ما

یک پدر بخشنده آب و گل است
یک پدر روشنگر جان و دل است

لیک اگر پرسی کدامین برترین
آنکه دین آموزد و علم یقین

شعر از شهریار

روز معلم، چگونه روز معلم شد؟

روز معلم: حادثه 12 اردیبهشت ماه سال 40 و قتل دكتر ابوالحسن خانعلی دبیر دبیرستان جامی تهران، حادثه‌ای به یادماندنی در تاریخ معاصر ایران است. معلمان شهر تهران به دعوت باشگاه مهرگان برای اعتراض به لایحه اشل حقوقی معلمان، روز 12 اردیبهشت در میدان بهارستان جمع شدند. در حالی كه معلمان شعار صنفی می‌دادند و ماشین‌های آتش‌نشانی برای متفرق كردن جمعیت بر روی معلمان آب می‌پاشیدند ناگهان سرگرد ناصر شهرستانی رئیس كلانتری 2 بهارستان با سلاح كمری یكی از معلمان حاضر در میدان را از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار داد. قتل ابوالحسن خانعلی كه دبیر رسمی آموزش و پرورش و دانشجوی دوره دكترای رشته معقول و منقول دانشگاه تهران بود، ایران را تكان داد. 

پس از پرداخت، لینک دانلود فایل برای شما نشان داده می شود

پرداخت و دانلود


برچسب‌ها: <-TagName->
صفحه قبل 1 ... 112 113 114 115 116 117 118 119 120 121 122 123 124 125 126 127 128 129 130 131 132 133 134 135 136 137 138 139 140 141 142 143 144 145 146 147 148 149 150 151 152 153 154 155 156 157 158 159 160 161 162 163 164 165 166 167 168 169 170 171 172 173 174 175 176 177 178 179 180 181 182 183 184 185 186 187 188 189 190 191 192 193 194 195 196 197 198 199 200 201 202 203 204 205 206 207 208 209 210 211 212 213 214 215 216 217 218 219 220 221 222 223 224 225 226 227 228 229 230 231 232 233 234 235 236 237 238 239 240 241 242 243 244 245 246 247 248 249 250 251 252 253 254 255 256 257 258 259 260 261 262 263 264 265 266 267 268 269 270 271 272 273 274 275 276 277 278 279 280 281 282 283 284 285 286 287 288 289 290 291 292 293 294 295 296 297 298 299 300 301 302 303 304 305 306 307 308 309 310 311 312 313 314 315 316 317 318 319 320 321 322 323 324 325 326 327 328 329 330 331 332 333 334 335 336 337 338 339 340 341 342 343 344 345 346 347 348 349 350 351 352 353 354 355 356 357 358 359 360 361 362 363 364 365 366 367 368 369 370 371 372 373 374 375 376 377 378 379 380 381 382 383 384 385 386 387 388 389 390 391 392 393 394 395 396 397 398 399 400 401 402 403 404 405 406 407 408 409 410 411 412 413 414 415 416 417 418 419 420 421 422 423 424 425 426 427 428 429 430 431 432 433 434 435 436 437 438 439 440 441 442 443 444 445 446 447 448 449 450 451 452 453 454 455 456 457 458 459 460 461 462 463 464 465 466 467 468 469 470 471 472 473 474 475 476 477 478 479 480 481 482 483 484 485 486 487 488 489 490 491 492 493 494 495 496 497 498 499 500 501 502 503 504 505 506 507 508 509 510 511 512 513 514 515 516 517 518 519 520 521 522 523 524 525 526 527 528 529 530 531 532 533 534 535 536 537 538 539 540 541 542 543 544 545 546 547 548 549 550 551 552 553 554 555 556 557 558 559 560 561 562 563 564 565 566 567 568 569 570 571 572 573 574 575 576 577 578 579 580 581 582 583 584 585 586 587 588 589 590 591 592 593 594 595 596 597 598 599 600 601 602 603 604 605 606 607 608 609 610 611 612 613 614 615 616 617 618 619 620 621 622 623 624 625 626 627 628 629 630 631 632 633 634 635 636 637 638 639 640 641 642 643 644 645 646 647 648 649 650 651 652 653 654 655 656 657 658 659 660 661 662 663 664 665 666 667 668 669 670 671 672 673 674 675 676 677 678 679 680 681 682 683 684 685 686 687 688 689 690 691 692 693 694 695 696 697 698 699 700 701 702 703 704 705 706 707 708 709 710 711 712 713 714 715 716 717 718 719 720 721 722 723 724 725 726 727 728 729 730 731 732 733 734 735 736 737 738 739 740 741 742 743 744 745 746 747 748 749 750 751 752 753 754 755 756 757 758 759 760 761 762 763 764 765 766 767 768 769 770 771 772 773 774 775 776 777 778 779 780 781 782 783 784 785 786 787 788 789 790 791 792 793 794 795 796 797 798 799 800 801 802 803 804 805 806 807 808 809 810 811 812 813 814 815 816 817 818 819 820 821 822 823 824 825 826 827 828 829 830 831 832 833 834 835 836 837 838 839 840 841 842 843 844 845 846 847 848 849 850 851 852 853 854 855 856 857 858 859 860 861 862 863 864 865 866 867 868 869 870 871 872 873 874 875 876 877 878 879 880 881 882 883 884 885 886 887 888 889 890 891 892 893 894 895 896 897 898 899 900 901 902 903 904 905 906 907 908 909 910 911 912 913 914 915 916 917 918 919 920 921 922 923 924 925 926 927 928 929 930 931 932 933 934 935 936 937 938 939 940 941 942 943 944 945 946 947 948 949 950 951 952 953 954 955 956 957 958 959 960 961 962 963 964 965 966 967 968 969 970 971 972 973 974 975 976 977 978 979 980 981 982 983 984 985 986 987 988 989 990 991 992 993 994 995 996 997 998 999 1000 1001 1002 1003 1004 1005 1006 1007 1008 1009 1010 1011 1012 1013 1014 1015 1016 1017 1018 1019 1020 1021 1022 1023 1024 1025 1026 1027 1028 1029 1030 1031 1032 1033 1034 1035 1036 1037 1038 1039 1040 1041 1042 1043 1044 1045 1046 1047 1048 1049 1050 1051 1052 1053 1054 1055 1056 1057 1058 1059 1060 1061 1062 1063 1064 1065 1066 1067 1068 1069 1070 1071 1072 1073 1074 1075 1076 1077 1078 1079 1080 1081 1082 1083 1084 1085 1086 1087 1088 1089 1090 1091 1092 1093 1094 1095 1096 1097 1098 1099 1100 1101 1102 1103 1104 1105 1106 1107 1108 1109 1110 1111 1112 1113 1114 1115 1116 1117 1118 1119 1120 1121 1122 1123 1124 1125 1126 1127 1128 1129 1130 1131 1132 1133 1134 1135 1136 1137 1138 1139 1140 1141 1142 1143 1144 1145 1146 1147 1148 1149 1150 1151 1152 1153 1154 1155 1156 1157 1158 1159 1160 1161 1162 1163 1164 1165 1166 1167 1168 1169 1170 1171 1172 1173 1174 1175 1176 1177 1178 1179 1180 1181 1182 1183 1184 1185 1186 1187 1188 1189 1190 1191 1192 1193 1194 1195 1196 1197 1198 1199 1200 1201 1202 1203 1204 1205 1206 1207 1208 1209 1210 1211 1212 1213 1214 1215 1216 1217 1218 1219 1220 1221 1222 1223 1224 1225 1226 1227 1228 1229 1230 1231 1232 1233 1234 1235 1236 1237 1238 1239 1240 1241 1242 1243 1244 1245 1246 1247 1248 1249 1250 1251 1252 1253 1254 1255 1256 1257 1258 1259 1260 1261 1262 1263 1264 1265 1266 1267 1268 1269 1270 1271 1272 1273 1274 1275 1276 1277 1278 1279 1280 1281 1282 1283 1284 1285 1286 1287 1288 1289 1290 صفحه بعد
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به dicfiles است. || طراح قالب bestblog.ir